نوع – جور کردن اثر انگشت ازدواج قانون

نوع – جور کردن: اثر انگشت ازدواج قانون انگشت مجازات ثبت کردن ازدواج عقد نکاح صیغه عقد

گت بلاگز اخبار بین الملل ناکامی بن‌سلمان در عرصه بازسازی ساختار سیاست خارجی

ولیعهد سعودی بازسازی ساختار سیاست خارجی را با رویکرد دخالت مستقیم در کشورهای همسایه در پیش گرفته ولی در این زمینه با ناکامیهای فراوانی روبرو شده است است.

ناکامی بن‌سلمان در عرصه بازسازی ساختار سیاست خارجی

ناکامی بن سلمان در عرصه بازسازی ساختار سیاست خارجی

عبارات مهم : ايران

ولیعهد سعودی بازسازی ساختار سیاست خارجی را با رویکرد دخالت مستقیم در کشورهای همسایه در پیش گرفته ولی در این زمینه با ناکامیهای فراوانی روبرو شده است است.

پايگاه اينترنتي روزنامه القدس العربي در مقاله اي با عنوان « گرايش هاي استبدادي وخطرناک محمد بن سلمان» به قلم امير هشام العلوي که اين روزنامه وي را پسر عموي ملک محمد ششم و پسر خاله شاهزاده وليد بن طلال معرفي کرده است ، نوشت: محمد بن سلمان وليعهد عربستان سعودي از زماني که در عرصه سياسي به صورت اي شاخص تبديل شد، بازترسيم و بازنگري در سياست عربستان سعودي را با تکيه بر سه اصل شروع کرد : نخستين اصل، تحکيم قدرت خاندان حاکم بود. دوم بازسازي ساختار اقتصاد و آخرين اصل هم بازترسيم سياست خارجي کشور بوده است.

ناکامی بن‌سلمان در عرصه بازسازی ساختار سیاست خارجی

ورود محمد بن سلمان به عرضه تغيير ساختار سياسي، با دو تغيير ساختاري همزمان شد، نخستين اين تغييرات، داراي ماهيت بيولوژيکي است به طوري که نظام پادشاهي که اکنون ملک سلمان، هدايت آن را بر عهده دارد نمي تواند از طريق «جانشيني افقي انتقال قدرت» از برادر به برادر استمرار يابد. در نتيجه بايد از اين ساختار به ساختار انتقال قدرت عمودي يعني انتقال قدرت مستقيما از پدر به پسر تغيير يابد.

تغيير دوم، کم کردن درآمدهاي نفتي به علت تحول در بازار جهاني نفت و راهکارهاي تعيين قيمت نفت بود که معناي آن، وجود تناقض در منابع درآمدي نظام سعودي است.

ولیعهد سعودی بازسازی ساختار سیاست خارجی را با رویکرد دخالت مستقیم در کشورهای همسایه در پیش گرفته ولی در این زمینه با ناکامیهای فراوانی روبرو شده است است.

تغيير انتقال قدرت افقي به انتقال قدرت عمودی

در ماههاي گذشته تمايل بن سلمان براي تحکيم پايه هاي قدرت منجر به بازداشت صدها مسئول متهم به فساد گرديد که شمار زيادي از آنها از شاهزاده ها هستند. تغيير انتقال قدرت افقي به انتقال قدرت عمودي لازمه اش اين بود که موقعيتي که شاهزاده ها در ساختار سياسي و اقتصادي دارند بازترسيم و براين اساس نيم قرن سنتهاي سياسي کنار گذاشته شود. بن سلمان مجبور شد براي تضعيف مقاومتي که در برابر اصلاحات نهادي وي ايجاد مي شد به زور متوسل شود و از نفوذش بر نهادهاي امنيت و طرفدارانش در مراکز اداري ودولتي استفاده کند. وي توانست تحرکات دشمن های احتمالي اش را بدون برخوردي گسترده، خاموش کند.

اما حکمراني مورد مقبوليت مردمي، با دو مسئله روبرو مي شود. نخست اينکه حفظ اين اعتبار مردمي نياز دارد در قالب نهاد کاناليزه شود و جنبه نهادي به خود بگيرد و اين امر از طريق راهکارهاي جديد همکاری سياسي امکان پذير است و در اينجا به نظر نمي رسد که وليعهد آماده پذيرش چنين مشارکتي باشد بلکه به نظر مي رسد وي رويکردي معکوس دارد.

دوم اينکه محبوبيت مردمي گرچه حاکميت قانون را تضعيف مي کند ادامه حکومت نياز به نوعي مشروعيت و چارچوب بندي قانوني دارد که به نظر مي رسد بن سلمان سياست جديدش را عليه همه جز خود اجرا مي کند و همين امر درها را به روي هر نوع بي عدالتي باز مي کند به ويژه اينکه مي دانيم تغييراتي که وي در پيش گرفته است در فضايي انجام مي شود که خطرناک هست. در گذشته فساد هزينه آور بود ولی به آساني قابل پيش بيني بود و به نظام اجازه استمرار فعاليت مي داد و به آساني نظام مي توانست تظاهر به مبارزه با فساد کند ولی پايه ريزي منطق جديد براي حکمراني بدون قوانين مورد نیاز جايگزين کردن بي عدالتي با بي عدالتي ديگر است.

ناکامی بن‌سلمان در عرصه بازسازی ساختار سیاست خارجی

بازنگري در ائتلاف پادشاهي و وهابيت

انتقال از نظام شبه فئودالي به نظام مدرن لازمه اش نوعي تمرکز سياسي است و آن هم به پذيرش کارها حقوقي منطقي نياز دارد و اين موضوعي است که بن سلمان از اساس پذيراي آن نيست. يکي از ابعاد پنهان اين زلزله سياسي، اصلاح فضاي ديني است که بن سلمان قصد دارد در ائتلاف قديم بين نظام پادشاهي و جنبش وهابيت بازنگري کند.

وي مدعي است بايد به اسلامي بازگشت که قبل از 1979 در عربستان حاکم بود و آن دوره را به عنوان الگوي فضاي باز معرفي مي کند. وي مي خواهد با اين کار با يک سنگ دو گنجشک بزند.

ولیعهد سعودی بازسازی ساختار سیاست خارجی را با رویکرد دخالت مستقیم در کشورهای همسایه در پیش گرفته ولی در این زمینه با ناکامیهای فراوانی روبرو شده است است.

نخست دستور داده است قدرت پليس ديني کم کردن يابد و از اين طريق از قدرت سنتي روحانيون وهابي به شدت محافظه کار عبور کرده هست. دوم اينکه با به کنترل در آوردن گفتمان ديني مستقل مثل جنبش الصحوه را از بین بردن مي کند که ممکن است در آينده خطرناک باشد. اين سياست با مقاومتهاي جديدي روبرو مي شود.

اين تحولات در عرصه ديني شکل دخالت مستقيم در قدرت را به خود مي گيرد و بيانگر تکثرگرايي فکري نيست به همين دليل بن سلمان با مقاومت جريان محافظه کار روبرو خواهد شد. به عنوان مثال اجازه رانندگي به زنان اصلاحاتي است که به زنان بطور مستقيم حق رانندگي نمي دهد بلکه اين حق به خانواده واگذار شده است است تا در اين زمينه تصميم گيري کند و اين بدان معناست که کاري که بن سلمان کرد از قلب معادله مربوط به منبع مشروعيت ديني عبور نمي کند. در گذشته روحانيون وهابي به نظام پادشاهي مشروعيت مي بخشيدند ولی امروز بن سلمان است که به روحانيون مشروعيت مي دهد و اين تغيير در مشروعيت ديني ممکن است پادشاهي را به لغزشگاههاي خطرناکي بکشاند زيرا بيانگر تکثرگرايي دروغين است.

ناکامی بن‌سلمان در عرصه بازسازی ساختار سیاست خارجی

تا کنون نهاد وهابيت در برابر بن سلمان زياد مقاومت نکرد ولی صداهايي که تحت عنوان اصلاح ديني خفه مي شود دقيقا صداهاي همان کساني است که آشکارا خواستار احترام به تکثرگرايي ديني هستند مثل مورد شيخ سلمان العوده که بازداشت شد.

اصلاحات اقتصادی

اما در زمينه اصلاح اقتصادي بن سلمان متوجه شد که نظام اقتصادي صرفا مبتني بر درآمد نفت نمي تواند استمرار يابد. کم کردن هزينه هاي عمومي و سرمايه گذاري در زمينه هاي غير نفتي نياز به منابع فراوان دارد و شايد مورد نیاز باشد خصوصي سازي اقتصادي انجام شود. در اين صورت اگر از حيث نظري چيزي از فساد باقي مانده باشد چندان هزينه بر نيست. ولی اين امر در عمل نياز دارد که دولت سعودي از برخي توهمات مثل ساختن شهرک هاي اقماري در بيابان دست بکشد. براي موفقيت در زمينه دست کشيدن دولت از درآمدهاي نفتي مورد نیاز است دولت از برخي عادات قديم دست بکشد.

همچنين بازار کار نياز به تغيير فراگير دارد. بايد سيستم شايستگي جاي سيستم وابستگي نژادي را بگيرد. و اين بدان معناست که سعوديها بايد بپذيرند بيگانگان با آنها در اين بازار برابرند و بايد برابري فرصتها را در بسياري از زمينه ها بپذيرند. اين گشايش در پرسشها اقتصادي لازمه اش گشايش فضاي سياسي است و به نظر مي رسد بن سلمان حتي با ايده گشايش فضاي سياسي نيز مخالف است.

دخالت مستقيم در کشورهاي همسايه

اما اصل سوم بازسازي ساختار سياست خارجي است که بن سلمان آن را بر عهده گرفته هست. و آن دخالت مستقيم در کشورهاي همسايه است تا از اين راه بتواند عربستان را به قدرت اصلي در منطقه تبديل کند در اين زمينه بن سلمان با ناکاميهاي فراواني روبرو شد و همه دخالتهايش در امور کشورهاي همسايه از احساس دشمني مفرط در قبال ايران سرچشمه مي گيرد.

رقابت ايران و عربستان به بعد از انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 باز مي گردد که نظام اسلامي به مسابقه با کشورهاي عربي خليج(فارس) پرداخت. از سقوط صدام حسين رئيس (معدوم) عراق اين مسابقه بر اثر تنشهاي طائفه اي تشديد شد که ايران پايگاه انقلابي شيعي و عربستان سعودي دژ محکمي براي کشورهاي عربي سني به شمار مي روند. اين دخالتها هيچ موفقيتي در پي نداشت حتي حمله به يمن نتوانست به شکست حوثيها (انصار الله) منتهي شود بلکه يک فاجعه انساني به بار آورد.

محاصره قطر نيز نتيجه اي نداشت جز اينکه شکافي در شوراي همکاري خليج(فارس) به وجود آورد و باعث نزديک شدن قطر و ايران به يکديگر شد. همچنين محمد بن سلمان نتوانست «حزب الله » لبنان را از طريق تلاش براي ساقط کردن دولت لبنان تضعيف کند و نتوانست تشکيلات خودگردان فلسطين را نيز متقاعد کند که طرح دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا موسوم به «معامله قرن» را بپذيرد. زيرا شاهزاده محمد زماني که مي خواهد توهم سلطه سعودي را تثبيت کند از يک امر بسيار مهم غافل مي شود و آن اين است که براي جذب طايفه شيعه در کشورهاي عربي بايد هويت و ميراث فرهنگي عربي آنها را خطاب قرار دهد نه اينکه آنها را بين وفاداري به اعتقاداتشان و وفاداري به خود (بن سلمان) مخير کند. به نظر مي رسد دولت سعودي درحال درک اين عنوان است و به همين دليل دستش را به سوي مقتدا صدر و دولت العبادي دراز کرد.

اين حل و فصلها جز از راه ائتلاف و انسجام بين دولتمردان امارات و عربستان سعودي ممکن نبود. امارات توانست فن آوري مدرن و فن آوري تسليحات نظامي را به دست آورد ولی از جايگاه کافي و مناسب براي حفاظت از منافعش در خارج برخوردار نيست. ولی عربستان سعودي نياز به مهارتها و عملکرد دولت امارات دارد و در برابر مي تواند فضاي مورد نیاز را براي دخالتها در خارج فراهم آورد و براين اساس ائتلاف بين اين دو شکل گرفت: سعوديها به دولت امارات از طريق محاصره اعمال شده است بر قطر کمک مي کنند در حاليکه امارات نوک پيکان تلاشهاي سعودي در جنگ يمن را تشکيل مي دهد.

اشتباه محاسباتي در تزديکي به رژيم صهيونيستي و آمريکا

اما دو مساله اساسي روي ميز قرار دارد. نخست اينکه عربستان سعودي نتوانست آمريکا و اسرائيل را براي حمله به ايران متقاعد کند. سياست خارجي عربستان با زنجيره اي از غلط های در روند محاسبات مثل محاسبه مربوط به تعامل با مساله قدس همراه هست. عربستان بر مبناي ائتلاف با اردوگاه آمريکا و اسرائيل ضد ايران، براي عادي سازي تدريجي روابط بارژيم صهيونيسني برنامه ريزي مي کرد ولی ناگهان آمريکا قدس را به عنوان پايتخت رژيم اشغالگر به رسميت آشنایی و رياض در وضع متناقضي قرار گرفت. زيرا ائتلاف بين آمريکا و اسرائيل با سعوديها براساس شروط جديد آمريکا انجام مي شود و ديگر آن دوره بوش گذشت که روابط دوستانه بود و روابط خانوادگي کافي بود تا سياستي منسجم تضمين شود ولی ترامپ سياست جديدي را با خود آورده است.

خبرگزاری صدا و سیما

واژه های کلیدی: ايران | سياسي | انتقال | آمريکا | عربستان | اخبار بین الملل

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz